|
دختر ها و پسر ها چگونه نیمرو درست می کنند دخترها توی ماهيتابه روغن ميريزن چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن پسرها توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن پيداش ميكنن ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد! پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن ............................................................................................................................... فرهنگ ایرانی جوانان امروز چقدر از آداب ، رسوم و فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی خبر دارند ؟ همه می دانیم که این مساله بزرگترین نقطه ضعف نسل جوان ماست . هیچ می دانید در ایران باستان و صدر اسلام ، هر روز از ماه اسمی جداگانه داشت ؟ روز اول : اورمزد = تلفظ ساده اهورامزدا روز دوم : بهمن = اندیشه نیک روز سوم : اردیبهشت = بهترین راستی و پاکی روز چهارم : شهریور = شهریاری نیرومند روز پنجم : سپندارمد = فروتنی و مهر پاک روز ششم : خورداد = تندرستی و راستی روز هفتم : ُامرداد = بی مرگی ، جاودانگی روز هشتم : دی بآذر= آفریدگار روز نهم : آذر = آتش ، فروغ روز دهم : آبان = آب ها ، هنگام آب روز یازدهم : خیر«خور» = آفتاب ، خورشید روز دوازدهم : ماه = ماه روز سیزدهم : تیر = ستاره تیر ، ستاره باران روز چهاردهم : گوش = جهان، هستی روز پانزدهم : دی بمهر = آفریدگار روز شانزدهم :مهر = دوستی ، پیمان روز هفدهم : سروش = فرمانبردار روز هجدهم : رشن = داد گری روز نوزدهم : فروردین = فروهر ، نیروی پیشرفت روز بیستم : ورهرام = پیروزی روز بیست و یکم : رام = رامش ، شادمانی روز بیست و دوم : باد = باد روز بیست و سوم : دی بدین = آفریدگار روز بیست و چهارم : دین = بینش درونی (وجدان) روز بیست و پنجم : اُرداشی = خوشبختی روز بیست و ششم : اشتاد = راستی روز بیست و هفتم : آسمان = آسمان روز بیست و هشتم : زامیاد = زمین روز بیست و نهم : مانتره سپند = گفتار پاک روز سی ام : انارم = فروغ و نور بی پایان درجنگ تیر و مرداد ، همیشه شهریور برنده میشود ومهرهرگز به آبان نمی رسد ، درست مثل من و تو مثل خواهر گفتی دوستت دارم ، اما مثل خواهر حالا که خواهرت شدم ، بیا و برادری کن و نذار دیگه عاشق کسی بشم ! دیالوگ مرگ از زندگی پرسید : چرا همه از من می ترسند و برعکس عاشق تو هستند ، در حالی که من همیشه هستم و یکسانم اما تو از دردی و سر سازگاری نداری ؟ زندگی گفت : به خاطر حقیقتی که در تو نهفته است و دروغ های بزرگی که در من است . معنی عشق می گن عشق یعنی فرو ریختن دل به محض نگاه و تپش تند قلب و بالا نیامدن نفس . من می گم زندگی یعنی وفاداری ، یعنی محبت ، یعنی از خود گذشتن برای همسرت ، یعنی بهش دروغ نگی و عاشقش باشی و نذاری عاشقت بشه . می دانی می دانی عشق چیست ؟ آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست. درد می دانی چیست ؟ آنچه از عشق تو در سینه تنگم باقیست . ...................................................................................................................... تو بامنی ، هر جا برم مهر تو بند جونمه عشقت نمی ره از سرم ، تو پوست و استخونمه ..................................................................................................................... به سینه دست رد نزن ، به بختمون لگد نزن نگو به هم نمی رسیم ، اینقد نفوس بد نزن ..................................................................................................................... قناعت بسه دیگه غزل شدن ، بسه دیگه ترانگی باشی نباشی بعد از این ادامه داره زندگی نوبتی هم باشه دیگه وقت تلافی کردنه با تو مث عروسک یه بچه بازی کردنه دیگه فراموشم شدی یه ذره دوس ندارمت منو کنار گذاشتیو می خوام کنار بذارمت این همه عمروالکی دلم واست غصه می خورد واسه تو عاشقی می کرد واست چقدر گل می آورد بسه دیگه منم می خوام خاطره ها تو پک کنم از تو برام هر چی که هست جایی تو باغچه خاک کنم بسه دیگه تحمل عذاب و ترس و اضطراب دیگه قناعت می کنم به دیدن تو توی خواب مجله ی اتفاق نو شماره ی 33 سال دوم – نیمه دوم دی 84
|
|
|
